معمار آرزوها ; زمان معمار است

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود, به ماهی می گفت: سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی!


 
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

و چقدر زیبا شریعتی توصیف میکنه:

"ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که ان را نمیشناسی مگر به ان برسی و چون به ان رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگرد و آن عشق با وصال آغاز.


ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است که عالمی پدید می اورد جاهل و میبینیم که چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است و پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و اثارش عبارت است ازریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق.......

وعشق بی ایمان آثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قر و غمزه و استعمال کردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازک کردن و اخم های که در مواقع خاص حواله میگردد و غیره که همه متوجه اسافل اعضا است و بس که قلمرو این عشق از این مرز نمیگذرد .

واما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق که موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان که جوش و خروش و شر و شورهایی فصلی از زندگی است که با پیری یا ازدواج یا کم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یک نامزد پولدار دیگری که پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگویم ؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت کرد ان را فراموش میکنی"

  • مطلب بعدی :: راندو سیاه و سفید
  • مطلب قبلی :: بی نیاز ترین . .

  • تـــگ ها:: عاشقانه
    نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٥/٢۸   |   لينک ثابت
    صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

      اطلس معماری اطلسی      کلیک کنید...