صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
و چقدر زیبا شریعتی توصیف میکنه:
"ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب.عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که ان را نمیشناسی مگر به ان برسی و چون به ان رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگرد و آن عشق با وصال آغاز.
ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است که عالمی پدید می اورد جاهل و میبینیم که چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است و پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و اثارش عبارت است ازریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق.......
وعشق بی ایمان آثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قر و غمزه و استعمال کردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازک کردن و اخم های که در مواقع خاص حواله میگردد و غیره که همه متوجه اسافل اعضا است و بس که قلمرو این عشق از این مرز نمیگذرد .
واما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟
همین ایمان بی عشق که موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان که جوش و خروش و شر و شورهایی فصلی از زندگی است که با پیری یا ازدواج یا کم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یک نامزد پولدار دیگری که پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگویم ؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت کرد ان را فراموش میکنی"
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...

